به تو می اندیشم به تو ای مظهر ناز به توای نازترین به تو کز حال دلم بی خبری به تو کز گریه من می خندی به نگون بختی خود به شب تار خود و وعده تو به همان شب که به من گفتی عهد و پیمان میان من و تو همچنان روح مسیح رو به سوی ابدیت دارد... پس کجا رفت چه شد؟چه شد آن قصه عشق چه شد آن شور نگاه راستی وای بر من که پس از این همه رنج باز هم ای گل زیبا... به تو می اندیشم