من صبورم به خدا
............به خد ا دست خودم نیست اگر می رنجم
یا اگر شا دی زیبای شما رو به غم غربت چشمان خودم می بندم
من صبورم اما .. ... .
اما .. این بغض گران صبر نمی داند چیست ؟؟؟؟؟؟
پدر جان سلام
من تو این مدت خیلی دلم می خواست بیام اینجا و برات بنویسم اما رفته بودم مسافرت خودت که می دونی از طرف مدرسه رفته بودم با بچه ها اصفهان یادته رضایت نامه اش رو خودت امضا کردی بهم گفتی داری می ری یادت نره برام گز بیاری. بابا برات گز آوردم اما نبودی که بهت بدم اونجا همش منتظر بودم شما زنگ بزنی باهام صحبت کنی یادته پارسال که رفته بودم اردو تلفن که می زدم شما کلی می خندیدی می گفتی برات سوغاتی بیارم حالا چی شده پس من که اونجا به فکرت بودم چرا شما به فکرم نبودی که زنگ بزنی برام؟
باشه اشکالی نداره اما من یه جعبه گز برات خریدم می خوام بیارم سر خاک اینقدر دوست داشتم وقتی میام خونه شما رو هم بوس کنم مگه همیشه که من تنها می رفتم مسافرت شما از پله ها نمیومدی پایین که منو ببینی پس کجاییییییییییییییییییی
راستی بابا نظرای دوستامو خوندی همشون دلشون واسه من می سوزه اما نمی دونن که من هنوزم که هنوزه یه بابایی دارم که ...
اصلا بی خیال من هر وقت میام اینجا بنویسم همش دارم از خودم می گم پس چرا شما جواب نمی دی چرا از خودت نمی گی بابایی جون یادته 2 هفته آخر که پیشم بودی یه روز بعد از ظهر که کسی خونه نبود بهم گفتی چقدر باباتو دوست داری مرضیه جان ؟ خیلی تعجب کردم این چه سوالی بود خجالت کشیدم گفتم خوب معلومه خیلی شما گفتی نه بگو چقدر روم نشد بگم باباجون شما همه دنیای منی بازم گفتم خوب این چه سوالیه من خیلی دوستون دارم شما هیچی نگفتی و زل زدی تو چشمام ای کاش بهت می گفتم که چقدر دوستت دارم شاید اگه می دونستی با رفتنت منم می رم از پیشم نمی رفتی.
بابا امروز پنج شنبه است نمی دونی چقدر دلم گرفته منتظرم بعد از ظهر بیام پیشت راستی برات یه سنگ خوشگل انداختیم خیلی قشنگه یه شعر قشنگ هم روش نوشتیم دفعه بعد حفظ می کنم برات می نویسم راستی عکستم روش هست چشمات از همیشه قشنگ تر شده .
خوب دیگه بسه من فعلا برم اما بابا یادت نره منو با دوستامو اونجا فراموش نکن برامون دعا کن خودت که می دونی دنیا چه جوری بود از این بد تر هم می شه پس ما رو فراموش نکن بهت احتیاج دارم خیلی.
فعلا
سهم من از شب
شاید
همان ستاره ای باشد
که همیشه پنهان است
همیشه
همیشه
همیشه
و یا به قول قاصدکها
ستاره ی من
همان است
که پیدا نیست
.پیدا نیست یا پنهان چه فرقی می کند ،
درد این است که نیست که نخواست باشد . همین

