تبليغاتX
برای پدر شهیدم :: پنجره ای به خلوت خدا
برای پدر شهیدم
پنجره ای به خلوت خدا
سکوت 

ميگن تعداد جمله هايی که ارزششون از سکوت بيشتر باشه خيلی کمه شما جمله ای سراغ دارين که ارزشش از سکوت بيشتر باشه ؟؟؟؟؟


از هرچه بگذریم از چشمان تو که نمی شود گذشت چقدر قشنگ حرف می زنند وقتی من سکوت کرده ام چشمان تو مادرزادند

|+|
نوشته شده توسط دخترت در شنبه بیست و دوم بهمن 1384 و ساعت 23:45
 
ya hossein
|+|
نوشته شده توسط دخترت در جمعه چهاردهم بهمن 1384 و ساعت 22:54
من 

من به درماندگی صخره و سنگ , من به آوارگی ابر و نسيم , من به سرگشتگی آهوی دشت ؛

من به تنهائی خود ميمانم  , من در اين شب که بلند است به اندازه حسرت زدگی , گيسوان تو بيادم مي آيد . تو تماشا کن که بهاری ديگر پاورچين پاورچين از دل تاريکی می گذرد و تو در خوابی و پرستوها خوابند و تو می انديشی به بهاری ديگر و به ياری ديگر .

حيف اما من و تو دور از هم ميپوسيم . غمم از وحشت پوسيدن نيست  غمم از زيستن بی تو در اين لحظه پر مهر دلهره است . ديگر از من با خاک شدن راهی نيست . از اين صحرا از اين دريا پر خواهم زد ؛ خواهم مرد . و غم تـــــو , اين غم شيرين را با خود خواهم برد

شعرا كه قابل نداره اره همش واسه خودت....
فقط نوشتم اينا رو.....بخاطر تولدت
نگات قشنگه.... ولي كن..
يه كم عجيب و مبهمه.....من از كجا شروع كنم....
دوست دارم...يه عالمه
من و گذاشتي و بازم.....يه بار ديگه رفتي سفر..
نمي دونم......شايد سفر.....برايه دردات مرحمه
تا وقتي اينجا بموني....يه حالت عجيبيه....من چه جوري واست بگم؟...بارون قشنگ و نم نمه.....
هوايه رفتن كه كني...واسه تو فرقي نداره...من چه جوري واست بگم؟....مرگه گلاي مريمه
اخرشم دق ميكنم
تا من و دوست داشته باشي.
مردن كه از عاشقيه.....يك دفعه نيست كه...كم كمه
من نمي دونم تو چرا....اين جور نگاهم ميكني.....زير نگاه نافذت ....نگاه عاشقم خمه.
ميپرسم از چشماي تو:...ممكنه اينجا بموني؟......ميخندي و جواب ميدي:...رفتن من مسلمه
برو.....
برو بخاطر خودت
اما به من يه قول بده...هر جايه دنيا كه ميري....ديگه نشو مال همه.
رسمه كه لحظه سفر ....يادگاري بهم ميدن:
قشنگ ترين هديه تو:.....تو قلب من....يه مشت غمه
شايد اين و بهم دادي....كه هميشه با من باشه
حق با توهه......تو راست ميگي.....غمت هميشه پيشمه
ديدي ...گلا شب كه ميشه....اشكاشونو رو ميكنن؟
يادت باشه...چشم منم...هميشه غرقه شبنمه
تو مي ريو...اسم منو از رو دلت خط ميزني....اسم قشنگ تو ولي....هميشه...هر جا يادمه
چشماي روشنت يه كم...كاشكي هوايه منو داشت
چشماي روشنت يه كم ...كاشكي هوايه من و داشت...تنها توقع من فقط....
يه بار جواب ناممه

 

 

|+|
نوشته شده توسط دخترت در سه شنبه چهارم بهمن 1384 و ساعت 23:7